به علت تعمیر

تا اطلاع ثانوی 

تعطیل 

+ تاريخ یکشنبه پنجم بهمن 1393ساعت 23:10 نويسنده فاطمه |
دوست دارم شعر بخونم 

هی هی 

 

+ تاريخ جمعه سوم بهمن 1393ساعت 22:32 نويسنده فاطمه |
شاید تو را از نو ، ببینم
در هیات مرغی مهاجر
جوری نگاهم کن ، که انگار
نام مرا داری به خاطر
*
شاید هزاران سال دیگر
من_ بچه ای در هند ، در چین
تو ،مادرم باشی و هرشب
دورت بگردم با دل و دین
*
شاید که من یک کوه باشم
شاید تو ، رودی جاری از من
از لمس تو حس میکنم که
تو خاطراتی داری از من
*
تو_ خنده ای، عکسی ، عصایی!
من_ آینه ، قابی ، کلاهی
شاید که ما هر چیز باشیم
هر چیز خوبی که بخواهی
*
من چشمه ای شاید، تو ماهی
در من برقصی شاد و آزاد
دنیا به پاس عشق این بار
یک زندگی از نو به ما داد !!!
*
شاید که من در کارگاهی
مردی هنر ورزیده باشم
دارم به یاد تو شب و روز
از سنگ ها ، بت می تراشم
*
شاید به جرم عشق صد بار
محکوم حکم مرگ باشم
اما طناب دار من شو
تا خون به دنیایت بپاشم
*****
شاید هزاران سال دیگر
تو رد شوی از یک خیابان
من عاشقت خواهم شد از نو
در کوچه های سرد تهران
*
ما پیش از این ها قرن چندم
ما پیش از این یکبار تهران
تو عاشقم بودی.... ولی نه
من عاشقت بودم به قرآن

 


کورس احمدی

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 22:51 نويسنده فاطمه |
 لهجه ات را غلاف کن ای عشق

هرزه است این جهان بی تنبان !

 

علیرضا آذر 

+ تاريخ دوشنبه بیست و نهم دی 1393ساعت 16:1 نويسنده فاطمه |
وقتی کسی محاکمه می شود 

شاهد ها یکی یکی می آیند 

راست و دروغ شهادت می دهند و می روند 

اما تنها خود متهم و شاکی می دانند 

حق با کیست 

و البته شاهدی که بهترین شاهد هاست 

امید من تنها به شهادت خداست !


 

+

رونوشت به یگانه قاضی عالم هستی خدای بزرگ :

من به جزای اخروی راضی نیستم و از حقم که تقاص گرفتن هست هم نمی گذرم 

تقاص روحی که به قتل رسید و آمالی که بازیچه هوس رانی شد 

برای متهمی که با مظلوم نمایی هایش دنیایم  را آلوده کرد 

اشد مجازات دنیوی و اخروی و از خداوند متعال خواستارم

 

 

+ تاريخ دوشنبه بیست و دوم دی 1393ساعت 12:59 نويسنده فاطمه |
من جايِ تمام كساني كه دلتنگت نمي شوند

من جايِ تمام كساني كه بي تابِ چشمهايت نيستند

من جايِ تمامِ كساني كه گفتند دوستت دارم و تو ماندي و آن ها نماندند

من جايِ تمامِ بوسه هاي نيمه راه

آغوش هايِ جا مانده

جايِ تمامِ - يادم تو را فراموش - ها

من اصلا جاي خودِ خدا هم دلم برايت تنگ شده

من جاي تمام كساني كه كنارت هستند

جاي تمام كساني كه تو را مي بينند

جاي تمام كساني كه در قابِ چشمانت جا دارند

جاي تمام كساني كه تو هرروز از حواليِ شان گذر مي كني

دلم برايت تنگ شده!

 

شاعر ناشناس:)

+ تاريخ یکشنبه بیست و یکم دی 1393ساعت 14:33 نويسنده فاطمه |
تنهایی

این تنهایی عمیق

هر آدمی را شاعر می کند

لالایی خواندن هر شب برای دلی بهانه گیر

سنگ را هم شاعر می کند

 

 

شعر یعنی من تو را ندارم

یعنی من ساخته ام با نبودنت

جمله جمله

بیت بیت را

 

 

پرستو

+ تاريخ یکشنبه چهاردهم دی 1393ساعت 21:16 نويسنده فاطمه |
 

وقتی دستت برای دلم رو شده

دیگر چه فرقی می کند حکم چه باشد 

من با یک دولوی ساده بازی را برده ام !

 

 

+ تاريخ شنبه سیزدهم دی 1393ساعت 22:37 نويسنده فاطمه |
 

دوربین را کنار بگذار 

بیا این شات را خصوصی بگیریم 

تنها 

من و تو

و خدا که شاهد اولین خاطره  ماست ...


 

+

با اجازه گل ها ستاره ها شمشاد ها 

آری

+ تاريخ جمعه دوازدهم دی 1393ساعت 11:17 نويسنده فاطمه |

ببخش خودت را
برایِ تمامِ راه های نرفته
برایِ تمامِ بی راه های رفته
ببخش،
بگذار احساست
قدری هوایی بخورد ...
گاهی بدترین اتفاق ها
هدیه ی زمانه و روزگارند
تنها کافیست خودمان باشیم!
که خود را برای تمامی ِ این بی راه ِ رفتنمان ببخشیم
و به خودمان بیاییم
تا خدا تمامی ِ درهایی که به خیال ِ باطلمان بسته را به رویمان باز کند.
خطاهایت را بشناس
آنها را پذیرا باش
و تنها بین ِ خودت و خدایت نگهشان دار
این دنیا نامحرم بددل
نامحرم نامروت زیاد دارد!
تا دست خدا هست؛ تا مهربانی‌اش بی انتهاست
تا می گویی خدایا ببخش
به دورت می گردد و می بوستت و می گوید جانم چه کرده ای مگر؟
دیگر تو را چه نیاز به آدم‌ها؟
تنها خودت باش و
زیبا بمان و

بگذار با دیدنت
هر رهگذر ِ ناامیدی
لبخندی بزند
رو به آسمان
و زیرِ لب بگوید:
هنوز هم می شود از نو شروع کرد ... !

"عادل دانتیسم"

+ تاريخ دوشنبه هشتم دی 1393ساعت 23:3 نويسنده فاطمه |