... چشم هایم را می بندم
کیف می کنم
از گرمای عشقی ، بس دور .

هینوسوجو

+ تاريخ سه شنبه دوازدهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:14 نويسنده فاطمه |
شاپرک بر گل روی گل مرداب

یکی بوسه زد و گل به مرداب شکفتن آموخت 

 

+ تاريخ یکشنبه دهم اسفند ۱۳۹۳ساعت 2:16 نويسنده فاطمه |
خودم را دوست دارم
از روزى كه دريافته ام
جز خودم كسى را ندارم
كه دلداريم بدهد
برايم آواز بخواند
و با همه بدى هايم تركم نكند
از وقتى خودم را دوست دارم
ديگر تنها نيستم


دل آرا قهرمان

+ تاريخ چهارشنبه ششم اسفند ۱۳۹۳ساعت 8:5 نويسنده فاطمه |
این خنجری که تو قلبته 

دست به دست چرخیده 

تا رسیده به من 

ارثیه ی عاشقی ه 

عشقم !


 

+

عشق از ما یک بدلکار حرفه ای ساخته !

+ تاريخ دوشنبه چهارم اسفند ۱۳۹۳ساعت 0:5 نويسنده فاطمه |
تقاص 

شکنجه 

عذاب 

هر چه هست بی فایده است 

عزیز دلم ! 

از یک جایی بعد از بی حسی و بی تفاوتی 

تمام تلاشت برای آزار بی فایده است :)

+ تاريخ یکشنبه سوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 22:31 نويسنده فاطمه |
نــم باران نشسته روی شعـــرم ، دفترم یعنی

نمی بینم تورا ، ابری ست در چشم ترم یعنی

 

سرم داغ است ، یک کوره تب ام ، انگار خورشیدم

فقط یک ریــز می گـــــردد جهــــان دور سرم یعنـــی

 

نشستم صبح و ظهر و عصر در فکرت فرو رفتم

اذان گفتند و من کاری نکردم ، کافرم یعنی؟؟؟

 

نشستم چای خوردم ، شعر گفتم ، شاملو خواندم

اگـــر منظورت اینها بود ... خوبـــم ... بهتـــرم یعنی...

 

مهدی فرجی

+ تاريخ شنبه دوم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:31 نويسنده فاطمه |
 

چه بی تابانه می خواهم‌ات

ای دوری‌ات

آزمون تلخ زنده به گوری !

چه بی تابانه تو را طلب می کنم!

 

و فاصله

تجربه‌یی بی‌هوده است.

 

بوی پیرهن‌ات

این جا

و اکنون. ــ

 

کوه ها در فاصله

سردند.

 

دست در کوچه و بستر

حضور مـأنوس دست تو را می جوید....

 

 

احمد ِ شاملوی بی نظیرم 

+ تاريخ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 23:38 نويسنده فاطمه |
 

من به این باور و اندیشه رسیدم که زمین 

بی تو یک دایره پوچ ِ پر از تکرار است :)

 

پرستو

+ تاريخ جمعه یکم اسفند ۱۳۹۳ساعت 19:51 نويسنده فاطمه |
 

 

توووووووووووو اومدی

تا فکرِ روزای تلخ ِ گذشته از سرم وا شه 

من ضربه خوردم تا قوی تر شم 

فردای ما می تووونه زیبا شه 

 

 

 

 

+ تاريخ سه شنبه بیست و هشتم بهمن ۱۳۹۳ساعت 23:4 نويسنده فاطمه |
همه ش فکر می کنم دارم خواب می بینم 

همه رو 

همه چی و 

خدایا بیدارم نکن 

بذار تو خماری بمونم لطفا

+ تاريخ یکشنبه بیست و ششم بهمن ۱۳۹۳ساعت 21:58 نويسنده فاطمه |