خب، بگذارید رک و راست، تو روی‌تان بگویم: آدمی که دل کندن بلد نیست، باید جان کندن را یاد بگیرد. خوب هم یاد بگیرد. آدمی که می‌ماند و نگاه می‌کند به رفتن دیگران. که سهم‌ش از آدم‌های زندگی‌اش می‌شود یک پنجره توی مانیتور، توی دیوار. آدمی که عادت کرده پشت خط زرد بایستد و دست تکان بدهد. که بنشیند و خود به چشم خویشتن، بیند که جان‌ش می‌رود. و جانش برود، در برود؛ نه یک بار و دو بار و ده بار؛ هر روز و هر شب، هزار بار. و عادت کند به ماندن و جان کندن: با زخم بسترش. با هق‌هق‌ خفه‌ی شبانه‌اش. با دل‌خوش کردن‌ش به چوق الفِ لایِ «یوسف گم‌گشته باز آید به کنعان»ِ دیوان حافظش. و عادت کند آن‌قدر بماند و رفتن آدم‌ها را ببیند که چشم‌هاش دیگر نبیند - مثل اورسولای صد سال تنهایی - و روزی برسد که حتی نفهمد دیگر زنده نیست؛ مرده است! چون آن نفسِ آخری که فرومی‌رود و دیگر برنمی‌آید، راحت‌ترین بخش مردن است؛ برای کسی که «با هر نفس، هزار بار به سوی مرگ دویده» است.
+ تاريخ پنجشنبه سی ام مرداد 1393ساعت 1:7 نويسنده پرستو موید |
اسم تو رو گذاشتیم پرستو من در به در شدم

 پرستو کارش پریدنه دیگه ، نه ؟

غروبا وسط پرنده هایی که می رن بخوابن من دارم دنبال یه پرستو می گردم

 پرستو اگر این نامه به دستت رسید لطفا زود جواب بده

نمی شه به تو شک کرد آخه تو پرستووییی

 دوباره نامه هامو بخون

.

.

.

پرستو این دنیا واسه من ساخته نشده من خیلی کوچیکم

 دیگه همه چیزو با هم نمیخوام

سلام منو به همه برسون بگو اسم هرکدومشونو رو یه ستاره نوشتم...

ستاره مامان ستاره بابا ستاره پریسا ستاره امید

 واسه همکلاسی هام واسه ممد رضا واسه اکرم خانوم

شبا تو آسمون یه سلامی واسه همه شون دارم

 اما پرستو

تو

دو تا ستاره داری

 مراقب خودت باش


 + تقریبا هر شب این فیلم رو می بینم سیراب نمی شم از صدای بم ِ مردونه حامد بهداد

+ تاريخ دوشنبه بیست و هفتم مرداد 1393ساعت 22:55 نويسنده پرستو موید |
 

سبحانک یا لا اله الا. انت

الغوث

الغوث

 رهایم کن

 از این آتشی که افتاده

به جانم  ...

+ تاريخ شنبه بیست و هشتم تیر 1393ساعت 4:54 نويسنده پرستو موید |
عشق در می زند

ما خوابیم

عشق خسته می شود

بغض می کند

اشک ریزان دور می شود

آه می کشد

می رود

گم می شود

 

ما

بیدار می شویم

دنبال گم شده مان

سال هاست

 در به دریم!

 

 

+ تاريخ جمعه بیست و هفتم تیر 1393ساعت 18:17 نويسنده پرستو موید |
 

خدایا

رهام نکن به حال خودم

لطفا

 


 +

از همه التماس دعا حتی شماهایی که ازم دلگیرهستید

حلالم کنین

 

+ تاريخ پنجشنبه بیست و ششم تیر 1393ساعت 0:26 نويسنده پرستو موید |
 

برای داشتنت

بسیار جنگیده ام

نگاه کن

این تار موی سپید

پرچم صلحی است

که بر سر گرفته ام !

 

پرستو موید

+ تاريخ چهارشنبه هجدهم تیر 1393ساعت 12:32 نويسنده پرستو موید |
همیشه برای دوستانم سوال است که من چرا اینقدر قلیون دوست دارم یا چرا گاهی دلم میخواد موزیک 

رو با صدای بلند گوش بدم و باهاش هوار بزنم یا کلی چراهای دیگر

با خودم فکر می کنم مساله اینجاست که من با خودم صادق هستم با جهان اطرافم و دوست داشتنی هایم 

را قورت نمی دم مثل خیلی از آن ها 

همین 

+ تاريخ جمعه سیزدهم تیر 1393ساعت 22:57 نويسنده پرستو موید |
 

آیینه محو تماشای نگاهم  بود  و  تو

سر به سر در خویشتن در جستجوی آیینه !

 

پرستو موید

+ تاريخ سه شنبه دهم تیر 1393ساعت 17:14 نويسنده پرستو موید |
زین پس شعر هایی که وجود مبارکمان می پسندد را در این وبلاگ می نهیم

باشد که ماندگار شود دوست داشتنی هایمان :دی

http://mahava92.blogfa.com/

+ تاريخ دوشنبه نهم تیر 1393ساعت 11:44 نويسنده پرستو موید |
 

من با تو حتی
در خانه ای که هرگز با من در آن زندگی نکرده ای هم
خاطره دارم ...

+ تاريخ یکشنبه هشتم تیر 1393ساعت 18:27 نويسنده پرستو موید |